الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
82
الغدير ( فارسي )
مبلغى از عطاى مرا ميدهى ؟ گفت : صد ، يا دويست درهم ، گفت : به او ( يعنى به من ) پنجاه دينار اعطاء كن ( ابن ابى داود گويد ، دستور داد كه شصت دينار اعطاء كند براى ولايت او نسبت به على بن ابى طالب عليه السّلام ) سپس به من گفت : به محل و شهر خود برگرد ، قريبا آنچه بافرادى مانند تو اعطاء مىشود ، به تو نيز اعطاء خواهد شد ( 1 ) . افزايش چاپ دوم - و اين روايت را ، ابو الفرج در « الاغانى » ج 8 ص 156 از طريق عمر بن شبّه از عيسى بن عبد اللَّه بن محمّد بن عمر بن على - از يزيد بن عيسى بن مورق ذكر نموده است . و ابن عساكر نيز در جلد 5 تاريخش صفحه 320 از زريق قرشى مدنى - از موالى و دوستان على بن ابى طالب عليه السّلام - با دقت در سند روايت نموده . و حموينى در « فرايد السمطين » در باب دهم از استاد خود ابو عبد اللَّه بن يعقوب حنبلى باسنادش از حافظ ابى نعيم بسند و لفظ مذكور ، آن را روايت نموده ، و حافظ جمال الدين زرندى در « نظم درر السمطين » و سمهودى در « جواهر العقدين » از يزيد بن عمرو بن مرزوق آن را روايت نمودهاند ( در آن تصحيف « اشتباهى » وجود دارد . ) - 22 - ( احتجاج مأمون خليفهء عباسى بر فقهاء بحديث غدير ) ابو عمر بن عبد ربّه ( شرح حال او در ج 1 صفحه 169 گذشت ) در جلد 2 « العقد الفريد » صفحه 42 ، از اسحق بن ابراهيم بن اسمعيل بن حمّاد بن زيد روايت كرده كه گفت : يحيى بن اكثم ، فرستاد نزد من و عده اى از ياران من و نام برده در آنوقت قاضى القضاة بود باينكه : امير المؤمنين ( مأمون ) مرا امر كرده كه مقارن
--> ( 1 ) در نسخه « حليه » اغلاطى وجود دارد كه بر مراجعه كننده پوشيده نيست . و ما آن را از روى لفظ حموينى تصحيح نموديم .